Wp Header Logo 259.png

آقای خرچنگ به خاطر پول دست به انجام هر کاری می‌زند و هیچ ابایی از این طرز فکر ندارد. اما او یک دفعه در این رویکرد زیاده‌روی می‌کند و برای به دست آوردن پول، روی باب اسفنجی قمار می‌کند. در نهایت او آشپزش را از دست می‌دهد و باب هم به افسردگی عمیقی دچار می‌شود.

در اپیزود ۱۴ از فصل دوم سریال SpongeBob SquarePants، ما شاهد یکی از منزجر کننده‌ترین کارهای ممکن از آقای خرچنگ هستیم. هنگامی که همه می‌خواهند رستوران خرچنگی را تعطیل کنند، آقای خرچنگ خطاب به باب اسفنجی می‌گوید که قصد دارد با پلانکتون به کارت‌بازی و شرط‌بندی بپردازد. باب در ابتدا غافلگیر می‌شود و فکر می‌کند که شرط‌بندی در مقابل شخصیت شروری مثل پلانکتون نقشه خوبی نیست. ولی آقای خرچنگ می‌گوید که در ۱۵ سال گذشته، پلانکتون حتی یک دفعه هم موفق به شکست وی نشده است.

تماشای ویدیوی میزگیم با عرفان تاکسیک، بزرگ‌ترین یوتیوبر ماینکرفت ایران

صبح روز فردا، آقای خرچنگ با چهره‌ای ناراحت به سمت رستوران می‌رود و خبر بدی به باب اسفنجی می‌دهد. او اعتراف می‌کند که در قمار دیشب، شرط را به پلانکتون باخته و در ازای این موضوع، باید باب را به رستوران چام باکت بفرستد. باب در ابتدا فکر می‌کند که آقای خرچنگ با او شوخی دارد، اما پس از مدتی متوجه می‌شود که قضیه جدی است و صاحب کارش، واقعا روی وی قمار کرده است. به همین دلیل او بار خود را جمع کرده و به سمت رستوران پلانکتون یعنی چام باکت می‌رود.

باب اسفنجی در رستوران چام باکت اصلا حس خوبی ندارد و نمی‌تواند کار کند. به همین دلیل هنگامی که که تصمیم می‌گیرد شروع به کار کند، توسط محیط آنجا اذیت می‌شود و نمی‌تواند همبرگر خرچنگی بپزد. پلانکتون در ابتدا او را تهدید می‌کند که اگر برای او همبرگر خرچنگی خوب نپزد، مغزش را درآورد و روی یک ربات می‌گذارد. در این لحظات با باب مثل یک برده رفتار می‌شود و پلانکتون هرچه که دوست دارد را به او می‌گوید. این تهدیدها ادامه دارد تا زمانی که کارن پیشنهاد جالبی به همسرش می‌دهد.

غمگین‌ترین قسمت‌های باب اسفنجی

باب اسفنجی که مانند یک برده خرید و فروش شده، باید برخلاف میل خود برای پلانکتون کار کند

کارن به پلانکتون می‌گوید که به جای تهدید کردن، بهتر است با باب اسفنجی احساس همدردی کند و به او برسد. پلانکتون هم پس از استقبال از این ایده، هرکاری که از دستش بر می‌آید را برای آشپز جدیدش انجام می‌دهد. نتیجه این تصمیم به جایی می‌رسد که چام باکت، ظاهری درست شبیه به رستوران خرچنگی به خود می‌گیرد. اما در این نقطه از داستان باب کمی لوس شده و از زیر کار در می‌رود. او به ترتیب درخواست‌هایی را مطرح می‌کند که بیش از خودخواهانه هستند و پلانکتون برای برآورده کردن آن‌ها، باید به باب مثل یک برده خدمت کند. در نهایت پلانکتون از رفتارهای باب به ستوه می‌آید و تصمیم می‌گیرد مغزش را روی ربات بگذارد. ولی خب این کار هم به نتیجه نمی‌رسد.

غمگین‌ترین اپیزودهای باب اسفنجی: خیانت گری به باب

پلانکتون که حسابی به ستوه آمده، باب را با التماس به رستوران خرچنگی باز می‌گرداند و دیگر طاقت تحمل وی را ندارد. آقای خرچنگ هم که از این موضوع خوشحال شده باب را پس می‌گیرد تا به کار خود ادامه دهد. پس از بازگشت به رستوران خرچنگی، باب اسفنجی می‌خواهد درخواست‌های بچه‌گانه خود از پلانکتون را تکرار کند؛ ولی خب آقای خرچنگ زیر بار چنین خواسته‌هایی نمی‌رود. در این نقطه باب تصمیم می‌گیرد بدون دریافت حقوق به کار ادامه دهد به درست کردن همبرگر خرچنگی بپردازد.

نظر شما در این باره چیست؟ دیدگاه‌های خود را با تیم بازار و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.

منبع: Spongebob.Fandom


داستان زندگی بزرگ‌ترین یوتوبر ماینکرافت | میزگیم با عرفان تاکسیک

داستان زندگی بزرگ‌ترین یوتوبر ماینکرافت | میزگیم با عرفان تاکسیک

Loading

source

shakotardid.ir

توسط shakotardid.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *